خلاصه ی کتاب "استاد عشق" نوشته ایرج حسابی قسمت اول

به نام خدا

               کودکی وماجرای سفارت وجوانی پرفسور

پرفسور حسابی می گوید:من وبرادرم  بچه بودیم خبردارشدیم که مسافرتی درپیش است .واز این موضوع خیلی خوشحال بودیم اما پدرومادر نگران بودند وما ان مو قع علت را نمی دا نستیم  دولت وقت ان زمان پدرم راسفیر ایران در لبنان انتخاب  کرده بود .

حدود یکسال طول کشید تا به بیروت برسیم که سه ماه در بغداد بودیم وچهارماه درسوریه ودراین مدت مشکلات زیادی را متحمل شدیم.

پدرم مرد مقام پرست وپول پرستی بو دومکاتبات زیادی می کرد تا مقام بالاتری بگیرد. برعکس مادرم   ادم قانع و بردباری بود. پس از یکسال پدرم   خواست مارا به دایه بسپارد وبه اتفاق مادر به تهران برگردد ولی مادر قبول نکرد وپدر باخونسردی تمام  مارا درغربت رهاکرد .

پس از چندی خبردارشدیم که پدر با یکی از شاهزاده ها ازدواج کرده وشب وروز مشغول مهمانی وعیش ونوش خودش است وما را بکلی از یاد برده است.

پدر از همسر دومش می خواهد که واسطه شود تامقام بالاتری بگیرد      همسرش درعوض ازاو می خواهد که مارا ازمنزل سفارت بیرون کند وخرجی ما راهم قطع کند پدر نیز قبول می کند وپیام می فرستد که ما منزل راخالی کنیم وقتی که مادر از این جریان خبردار شدند بسیارناراحت  ونگران شدند اما گفتند هرچه خدا بخواهد بعد بامستخدم سفارت که اتفاقا تفرشی وهمشهری مابودند وبرای مادر احترام زیادی قائل می شدند صحبت کردند وعلی اقا که مردخوبی بود گفت:نگران نباشید مادواتاق داریم که یکی راخالی می کنیم ودراختیارشما می گذاریم.حساب کنید که تادیروز خانواده ی سفیر بودی وبروبیایی داشتی امروز سربار مستخدم سفارت شوی.

مابه مدرسه می رفتیم وازهزینه خانواده ومدرسه خبرنداشتیم  تا اینکه     یه روزی درباغ بازی می کردیم ناگهان فریادوجیغ مادررا شنیدیم فوری به     خانه برگشتیم مادر بی هوش افتاده بود علی اقا دکتر اورد ومادرم به هوش امد اما ازسینه به پایین فلج شد ماجرا این بوده که مادر هنگام ترک سفارت  صندوقچه ی جواهرات خود رابرداشته بود وخرجی ما رابافروختن انها تامین   می کرد دران روز وقتی به سراغ صندوقچه می رود ومی بیند که خالی شده ازشدت ناراحتی ونگرانی سکته می کند.

پس ازاین ماجرا مادر از علی اقا خواست که برای ما مدرسه رایگان پیداکند  واو هم بازحمت فراوان مدرسه ای باعنوان روحانیون که متعلق به مسیحیان بو دپیداکرد برای ما سخت بود اما چاره ای نبود صبح ها به مدرسه می رفتیم وبعد از ظهرها برای تامین هزینه ی دوا ودرمان مادر کار می کردیم وبرای غذا ومیوه ولباس پولی نمی ماند لذا مجبور می شدیم شبها به درب منازل مردم برویم ونان خشک راازاشغالها جداکنیم وبه خانه بیاوریم درخانه نان     خشکها را می شستیم وپس از خشک شدن شکم مان را سیر می کردیم وبرای تامین قند بدن یه نوع میوه بود که دربیروت فراوان بود ومفت ومجانی  بود ازان استفاده می کردیم ومقداری نیز برای زمستان خشک می کردیم.

باتحمل این مشکلات توانستم دررشته ادبیات درسم راتمام کنم چندی بعد  برای پیداکردن کار با یک مهندس فرانسوی اشناشدم  واومرا به یک شرکت راهسازی که راه بین سوریه ولبنان را می ساختند معرفی کرد ومن انجا     مسئول گروه شدم کارگران محلی بودند وشبها به خانه شان می رفتند و   من می ماندم درمیان شغالها وگرگها وتاچندین ماه من شبها به تنهایی  بااین اوصاف بسربردم یه روز برای بازرسی امدند واز پیشرفت کار تعجب    کردند وعلت را پرسیدند من گفتم چون من مسلمان وشیعه هستم  این ها  نیز شیعه ومسلمان هستند وبامن همکاری خوبی دارند این موضوع سبب  شد تا ان بازرس از رابطه خوب من واهالی انجا استفاده کرده تامعدنی که   چندین سال بود به دلیل ترس ازانها رها شده بوددوباره بوسیله من ازان    بهره برداری کنند وانها بعدا ازمن خواستند که به فرانسه مهاجرت کرده ودردفتر معدن مشغول بکارشوم وما بدین وسیله به فرانسه مهاجرت کردیم  .ادامه زندگینامه پرفسور حسابی انشاالله د رمطلب اینده   

دکترمحمود حسابی کیست ؟

به نام خدا


زنده یاد دکتر محمود حسابی(1371 – 1281) فیزیکدان ایرانی، در تهران زاده شد . پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهء او به کارهای دولتی و سیاسی اشتغال داشتند و آثار خدمات آبادانی مانند قنات و مسجد از جد ایشان در تهران موجود است.

محمود چهار ساله بود که پدربزرگش سفیر ایران در عراق شد و همراه خانواده اش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بیروت منتقل شدند. تحصیلات ابتدایی را در هفت سالگی در مدرسه فرانسوی بیروت آغاز کرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصیلات متوسطه خود را در کالج امریکایی بیروت گذراند و در سال 1299 شمسی ایسانس ادبیات و علوم خود را از دانشگاه امریکایی بیروت گرفت. در 19 سالگی درجه*ی مهندسی راه و ساختمان را از دانشکده*ی مهندسی بیروت دریافت کرد و بخشی از برنامه آموزشی پزشکی دانشگاه بیروت را نیز گذراند.

در 1303 پس از اخذ دانشنامه*های ستاره*شناسی و نجوم و زیست*شناسی از دانشگاه امریکایی بیروت عازم فرانسه شد. در سال 1304 درجه*ی مهندسی برق را از دانشکده*ی برق ( اکول سوپریور دو الکتریسیته) و در 1305 مدرک تحصیلات معدن مدرسه*ی عالی معدن پاریس را دریافت کرد. تحصیلات رسمی دکتر حسابی در سال 1306 با اخذ درجه*ی دکترای فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه یافت.

او در مدت تحصیل خود زبان های عربی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی را آموخته بود به طوری که می توانست از نوشته های علمی و فنی آن*ها به خوبی استفاده کند . در ضمن تحصیل رسمی در چند رشته ورزشی از جمله شنا موفقیت*هایی کسب کرد.

بازگشت به ایران

دکتر حسابی در سال 1306 به ایران بازگشت و در وزارت فواید عامه (وزارت راه و ترابری) به عنوان مهندس راه*سازی به استخدام دولت درآمد. یک سال بعد مدرسه*ی مهندسی وزارت به کوشش او تأسیس شد و بخشی از تدوین نظام*نامه آن را خود به عهده گرفت. در همین سال نقشه*ی ساختمانی راه ساحلی سراسری میان بندرهای خلیج فارس، از بوشهر تا بندر لنگه را تهیه کرد.

در سال 1307 به سبب افزایش مدرسه*های متوسطه و احتیاج به معلم برای تدریس در آن*ها ، دارالمعلمین عالی را تأسیس شد . دکتر حسابی در قسمت علمی این مؤسسه در رشته*ی فیزیک و شیمی به تدریس فیزیک پرداخت. دارالمعلمین عالی در سال 1321 به دانش*سرا تغییر نام یافت و دکتر حسابی همچنان به تدریس در آن مؤسسه تربیتی مشغول بود.

در سال 1313 دانشگاه تهران را با همکاری جمعی از فرهنگ*پروران تأسیس کرد و دانشکده فنی را بنیان نهاد و مدت دو سال ریاست دانشکده*ی فنی و تدریس در آن را برعهده داشت. پس از مدتی دانشکده علوم دانشگاه تهران را بنیان نهاد. ریاست این دانشکده از 1321 تا 1327 و از 1330 تا 1336 به عهده ایشان بود. از آغاز کار دانشکده علوم تدریس بعضی از درس*های فیزیک را عهده*دار بود تا آن که شاگردانی که خود تربیت کرده بود به مقام استادی رسیدند و ایشان فقط به تدریس اپتیک پرداختند.

 


آثار و خدمات

دکتر حسابی که در یک خانواده با فرهنگ ایرانی و مسلمان تربیت شده بود، با فرهنگ مغرب زمین نیز آشنا شد و توانست با شایستگی از امکانات موجود استفاده کند و خود را پرورش دهد و آن گاه توانایی*های خود را در جهت سازندگی به کار گیرد. آثار و خدمات دکتر حسابی در عمر طولانی و مؤثرشان عبارت از تربیت مستقیم چند هزار مهندس، استاد و دبیر فیزیک، پایه*گذاری چند نهاد علمی و فنی، تألیف و انتشار چندین کتاب و مقاله*ی علمی.

سراسر زندگی دکتر محمود حسابی در جریان آموزش و پرورش کشور بود. او بیش از شصت سال به آموزش فیزیک اشتغال داشت. نکته*سنجی ، واقع*نگری ، ژرف*نگری علمی و تعمق و تفکر علمی را در جامعه علمی ما پایه*گذاری کرد. او به کار معلمی خود عشق می ورزید و هیچ گاه از جستجو و کاوش باز نمی ایستاد. دکتر حسابی در کلاس*های خود فقط مفاهیم علمی را انتقال نمی*داد بلکه کوشش می*کرد که در دانشجویان عشق و علاقه به علم*آموزی و کاوشگری به وجود آید و مهارت*های لازم را کسب نمایند.

در سال 1366 در کنگره*ی شصت سال فیزیک که به مناسبت بزرگداشت استاد برپا شد از خدمات ایشان به عنوان پدر فیزیک ایران قدردانی شد. از کارهای مهم او، نخستین نقشه*برداری از راه ساحلی سراسری بندر*های میان خلیج فارس، نخستین راه تهران به شمشک، ساختن نخستین رادیو در کشور، بنیانگذاری مؤسسه*ی ژئوفیزیک، تأسیس سازمان انرژی اتمی، ایجاد نخستین دستگاه هواشناسی، پایه*گذاری انجمن موسیقی ایران، عضویت در تأسیس فرهنگستان زبان ایران،* تدوین قانون تأسیس دانشگاه، تشکیل مؤسسه استاندارد، پایه*گذاری نخستین مدرسه*ی عشایر در ایران در لرستان، پایه گذاری مرکز مخابرات اسد آباد، تاسیس نخستین مرکز مدرن تعقیب ماهواره در شیراز، نصب و راه اندازی نخستین دستگاه رادیولوژی در ایران، تاسیس نخستین بیمارستان خصوصی در تهران به نام بیمارستان گوهرشاد، تاسیس مرکز عدسی سازی در دانشکده علوم تهران و ایجاد نخستین رصدخانه*ی جدید در ایران از کارهای اوست.

دکتر حسابی در سال 1310 انجمن فیزیک ایران را تشکیل داد و از همان زمان به عضویت انجمن فیزیک اروپا، امریکا فرانسه و آکادمی علوم نیویورک درآمد. در سال 1314 عضو پیوسته*ی فرهنگستان ایران شد. در 1313 عضو شورای دانشگاه بود. علاوه بر این عضو شورای عالی فرهنگ، عضو انجمن اصطلاحات علمی، رئیس پژوهش* فضای ایران در هنگام تشکیل آن و رئیس انجمن ژئوفیزیک ایران به هنگام تشکیل آن بود. در بسیاری از کنفرانس*های علمی شرکت داشت و با بسیاری از نامداران جهان علم در ارتباط بود.

فعالیت*های سیاسی

دکتر حسابی علاوه بر فعالیت*های علمی و کارهای تحقیقاتی در امور سیاسی و اداری و قانونگذاری کشور نیر مؤثر بود. ایشان عضو هیأتی بود که از شرکت نفت انگلیس خلع ید کرد و نخستین رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران شد. در سال 1330 به وزارت فرهنگ ایران در دولت مصدق منصوب شد. پس از آن به مجلس سنا راه یافت و تا سال 1342 در این سمت باقی ماند. او با طرح قرار داد ننگین کنسرسیوم و کاپیتولاسیون و نیز با عضویت دولت ایران درقردادسنتو درمجلس مخالفت کرد .

دکتر حسابی کتاب ها وپژوهش های زیادی دارد که من صرف نظر کردم.

با این مقدمه می خواهم درمطلب اینده خلاصه ای از "کتاب استاد عشق" را باقلم خود براتون بذارم.

معرفی  مختصر خود

  به نام خدا می خوام دراولین وبلاگم خودم رامعرفی نمایم .بنده درمردادماه سال ۱۳۴۹درروستای گلنگدر ازتوابع شهرستان میانه به دنیا امدم وخانواده ام از نظرمالی وضع مناسبی نداشت ومن باید ضمن درس خواندن دردوره ی راهنمایی و دبیرستان برای کمک به خانواده کارهم می کردم .می تونم بگم   که این از سخت ترین دوران زندگیم بود ویاداوری این روزها هنوز هم عذابم می دهد .اضافه می کنم شهر میانه که من دران ساکن هستم از شهرهای استان اذربایجان شرقی که زمانی دروازه استان بود هستم وبدلیل احداث اتوبان  که از پنجاه کیلو متری  شهر می گذرددیگه دروازه استان نیست.شهرما همچون زمین فوتبالی است که شهرمیدان فوتبال و رشته کوههای قافلانکوه وبزگوش سکوهای تماشا گران است واز هرطرف که بخوای از شهر خارج بشی باید سربالایی طی کنی وشهر  درست در پست ترین نقطه ی جغرافیایی شهرستان واقع شده است .از این ها که بگذریم بنده اکنون بیست سال است که مشغول تدریس درمدارس ابتدایی منطقه کندوان ازتوابع شهرستان میانه می باشم  وازاین جهت خداراشاکرم دارای سه فرزند دختر و همسر مهربان فرهنگی هستم .درضمن درحال حاظر ضمن تدریس در دانشگاه پیام نور میانه مشغول تحصیل در رشته ادبیات فارسی می باشم .بنده تاحدودی مطالعه  می کنم ولی تا کنون مطلبی ننوشته ام واگر نقایصی در نوشته هایم می بینید به همین دلیل می باشد .اگر خدا عنایت فرمایدمی خوام ابتدا خاطرات خودرا منتشر نموده سپس درمسایل گوناگون واردشوم.امیدوارم با نظرات سازنده خود کمکم کنین